*شاید قبول نکنید اما بخوانید*/ «اگر نظام جنسی اسلام را فهم و عمل کنیم مشکلات فرهنگی جامعه مان حل می شود»

الگوی ازدواج تعدد زوجات

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-09:25 ب.ظ

از الگوهای عملی ای که برای ساختار ازدواج و تشکیل خانواده از ائمه دین اسلام به ما رسیده الگوی «تعدد زوجات» است. بسیاری از ائمه و در راس آن پیامبر عظیم الشان اسلام به این الگوی خانواده عمل کرده اند و اقدام به ازدواج با چند همسر نموده اند. جدا از این که علت و فلسفه این کار چه بوده است، ما معتقدیم این الگو می تواند برای جامعه سعادت بخش باشد و موجبات خوشبختی همه مردان و زنان مسلمان را فراهم کند. 
تشریع تعدد زوجات، ابتدائا در قرآن آمده است که در یکی از آیات سوره نساء خداوند می فرماید: وَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ 
ترجمه آیه چنین است: اگر ترسیدید که درباره یتیمان به قسط رفتار نکنید، پس از زنان آنچه برای شما پاک و پاکیزه است دو زن، سه زن و چهار زن را ازدواج کنید. پس اگر ترسیدید که عدالت رعایت نکنید یک زن ازدواج کنید یا با آنچه ملک یمین شماست ازدواج کنید.

می بینیم که خداوند در قرآن کریم دستور فرموده است: با دو زن سه زن و یا چهار زن ازدواج کنید و در صورتی که ترس بی عدالتی دارید یک زن یا کنیز بگیرید. اما ابتدا باید ببینیم که تفسیر این آیه چیست؟ و آیا این قسط در مورد یتیمان که اول آیه گفته، ربطی به ازدواج تعدد زوجاتی دارد یا خیر؟ 

چند تفسیر از آیه تعدد زوجات

1- آقای حق پناه می گوید: اگر دختران یتیم را به خانه می برید و نمی توانید آنها را سرپرستی کنید با دختران یتیم ازدواج نکنید چون در حق آنها ظلم خواهد شد. اگر بترسید که عدالت را در مورد آنها اجرا نکنید با آنها ازدواج نکنید، خب چه کنند؟ بروید به سراغ زن های غیر یتیم، بروید و دو تا و سه تا و چهار تا بگیرید، حال اگر به اینها ظلم بکند عیبی ندارد؟ بله عیب دارد، همین زنان حرّه بالغه غیر یتیم هم اگر ترسیدید که در حق اینها هم بخواهید ظلم کنید روا نیست که چند زن بگیرید و یک زن بگیرید.

2- علامه طباطبایی در المیزان به طور خلاصه می فرمایند:
(وان خفتم الا تقسطوا فی الیتامی فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و رباع ):(و اگر ترسیدید که مبادا در باره یتیمان مراعات عدل و داد رانکنید، پس زنان را به نکاح خود در آورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است ، دو یا سه یا چهارتا (نه بیشتر))چون در جاهلیت به علت جنگ وخونریزی مدام ، یتیمان زیاد بودند و با نهی قرآن از اختلاط و خوردن اموال آنان مسلمانان در حرج افتادند و لذا آیات بعدی نازل شد که آنها را امر به اختلاط درضمن مراعات قسط نمود ،در این آیه در حقیقت می خواهد بگوید،اگر ترسیدیدکه با دختران یتیم و بی پدر ازدواج کنید و می ترسید که نتوانید عدالت را در موردآنان اجرا کنید در این صورت با هر که دلتان می خواهد ازدواج کنید، یکی ،دوتا،سه تا و چهار تا و این امر محدود کردن ازدواجهای نامحدودی بود که درجاهلیت واقع می شد، (فان خفتم الا تعدلوا فواحده او ما ملکت ایمانکم ذلک ادنی الا تعولوا):(و اگر ترسیدید که عدالت را رعایت نکنید ،پس یک زن بگیریدیا به کنیزی که دارید اکتفاء کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکاری است ) لذا هر کس گمان این را می برد که نمی تواند عدالت را بین زنان بجا آورد،پس به یک زن و یا کنیزانش اکتفاء کند ،چون خداوند حکم عدالت بین کنیزان راواجب نفرموده است ، و (عول ) به معنای میل و انحراف است ،یعنی این عمل شمارا به منحرف نشدن از راه میانه و حد وسط نزدیکتر می کند ،پس اساس تشریع احکام نکاح برقسط و عدالت و از بین بردن انحراف می باشد .

3- آقای مکارم شیرازی در تفسیر نمونه می فرماید: در این آیه اشاره به یکى دیگر از حقوق یتیمان مى‏کند و مى‏فرماید:
«اگر مى‏ترسید به هنگام ازدواج با دختران یتیم رعایت حق و عدالت را در باره حقوق زوجیت و اموال آنان ننمایید از ازدواج با آنها چشم بپوشید و به سراغ زنان دیگر بروید» (وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ).
سپس مى‏فرماید: «از آنها دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر به همسرى خود انتخاب کنید» (مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ).
سپس بلافاصله مى‏گوید: این در صورت حفظ عدالت کامل است «اما اگر مى‏ترسید عدالت را (در مورد همسران متعدد) رعایت ننمایید تنها به یک همسر اکتفا کنید» تا از ظلم و ستم بر دیگران بر کنار باشید (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً). 
«و یا (به جاى انتخاب همسر دوم) از کنیزى که مال شما است استفاده کنید» زیرا شرایط آنها سبکتر است، اگر چه آنها نیز باید از حقوق حقه خود برخوردار باشند (أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ).
«این کار (انتخاب یک همسر و یا انتخاب کنیز) از ظلم و ستم و انحراف از عدالت، بهتر جلوگیرى مى‏کند» (ذلِکَ أَدْنى‏ أَلَّا تَعُولُوا).
در باره عدالت همسران، آنچه مرد موظف به آن است رعایت عدالت در جنبه‏ هاى عملى و خارجى است چه این که عدالت در محبتهاى قلبى خارج از قدرت انسان است 

4- آقای قرائتی در تفسیر نور می فرماید:
بعضى مردان، دختران یتیم را براى تکفّل و سرپرستى به خانه مى‏بردند، بعد هم با آنان، با مهریه‏ى کم ازدواج کرده و به آسانى هم آنان را طلاق مى‏دادند. آیه نازل شد که اگر از بى‏عدالتى بیم دارید، با زنان دیگر ازدواج کنید. آیه‏ى قبل، درباره‏ى رعایت عدالت در اموال یتیمان بود، این آیه، فرمان عدالت در ازدواج با دختران یتیم است. 
درباره‏ى حکمتِ تعدّد زوجات، مى‏توان به موارد زیر اشاره نمود: 
الف: تلفات مردها در جنگ‏ها و حوادث بیشتر است و زنانى بیوه مى‏شوند. 
ب: جوانان، کمتر حاضرند با بیوه ازدواج کنند. 
ج: همه‏ ى زنان بیوه و بى‏ همسر، تقواى کافى و قدرت کنترل خود را ندارند. 
د: زنان در هرماه، مدّتى عذر دارند و مسائل زناشویى تعطیل است. 
نتیجه آنکه براى حفظ حقوق بیوه‏ ها طبق شرایطى مرد مى‏تواند همسر دوّم بگیرد تا مشکل هر دو طرف حل شود. 
سؤال: در این آیه مسئله ‏ى بى‏عدالتى به صورت مشکوک بیان شده است: «ان خفتم الا تقسطوا»، امّا در آیه 129 همین سوره مى‏فرماید: «لن تستطیعوا» که شما قدرت آن را ندارید، این دو آیه را چگونه مى‏توان جمع نمود؟ 
پاسخ: در مسائل مادّى مانند لباس، مسکن، خوراک و هم‏خوابى باید عادل باشید و اگر مى‏ ترسید عادل نباشید برنامه دیگرى را براى خود تنظیم کنید، ولى در آیه 129 مى‏فرماید: شما هرگز قدرت بر عدالت ندارید که مراد عدالت در علاقه و تمایلات قلبى است چون علاقه در اختیار انسان نیست تا بتواند آن را یکسان تقسیم کند. این پاسخ با استفاده از حدیثى از امام صادق‏ علیه السلام مى‏باشد.

از مجموع این تفاسیر بر می آید که اسلام فی الجمله مجوز تعدد زوجات را داده است و حتی به آن توصیه کرده است (براساس تقدم مثنی بر واحده). اما در احادیث و فقه هم می بینیم که تعدد زوجات مستحب است برای کسی که توانایی مالی آن را دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قداست زن بعنوان مادر در طول تاریخ

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-06:00 ب.ظ


در طول تاریخ زن های ایرانی توانسته اند با صبرشان در برابر مشکلات، فسادها، و فراز و نشیب ها با حفظ کردن ایمانشان و تقیدات مذهبی، صبر و همراهی با شوهرانشان و نهایتا همراهی با جریان مذهبی و کمک به اسلام، قداست خود را به عنوان مادر حفظ کنند. آنها هرگز دست به اقدام همگانی برای بازپس گیری حقوق از دست رفته شان نزدند. بلکه همیشه از طریق نفوذ معنوی در دلها اقتدار خود را حفظ می کرده اند.
دشمن با تحریک زنان به اقدام علیه مردان برای استیفای حقوق و ... سعی در ابتذال زن و شکستن قداست او دارد.
این قداست به راحتی برای زن به دست نیامده است. صبر در برابر ناملایمات شوهر، در برابر هوو، در برابر سختی هایی که از ناحیه فقر شوهر بر زن وارد آمده و او صبر کرده، صبر در برابر نبود طولانی مدت شوهر در جنگ ها و ایستادگی قدرتمندانه زیر لوای مقدس خانواده همه بهای کسب قداست مادر است. به همین خاطر است که امروز به نام مادر قسم یاد می شود.
دشمن اسلام تا حال از نقش مادران در نابودی آنها، بی اطلاع بود، اما وقتی دید که مادر چطور فرزندانش را برای جنگ تربیت و تشویق می کند، تیغ خود را برای ضربه به آن بسیار تیز کرد.
اصولا در هر جامعه ای هر آنچه از مردان به سمت تباهی کشیده شوند، مادامی که خانواده و مادر قداست و تقید دارند، امید به اصلاح زیاد است، زیرا زن بنیان فرهنگ جامعه است
اما اگر زن به تباهی رفت، شالوده ضربه خورده است و ترمیم آن سخت.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نظام جنسی محرم و نامحرم

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-05:28 ب.ظ

برای فهمیدن نظام جنسی اسلام باید این نظام را با قوانین محرم و نامحرم فهمید. نظامی که فقط اجازه تعداد مشخصی ازدواج با افراد مشخص را می دهد. قصد دارد یک نسل با یک سری ویژگیهای ساختاری مشخص تبدیل به نسل بعد شوند و آن نسل نیز به نوبه خود نسل بعدش را بسازد و این شبیه به لانه های زنبور است.
حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و بنات اخواتکم و.... . اینها ممکن است در یک آیین دیگر محرم نباشد و قابل ازدواج کردن باشد. ازدواج با خواهر ممکن است در میان بسیاری از اقوام بوده و باشد. اما ما باید نظام محرم و نامحرم و علل آن را بشناسیم تا بتوانیم اثبات کنیم این نظام جنسی بهترین است و نیز بتوانیم اثبات کنیم که تخلف از این نظام مستوجب تنبیه و مجازات است. حدود و ... در همین نظام می گنجد.
مثلا حد زنا چه محصنه و چه غیر محصنه که بسیار در دین تاکید شده، مستلزم شکستن این نظام است. زنا با محارم هم همین طور. 
باید دید آیا می توان دلیل عقلی قانع کننده ای برای این که ازدواج با خواهر حرام است، آورد؟ یا این که این قضیه صرفا تابع تمایلات و گرایشات فطری انسان است که از ازدواج با خواهر خود اکراه دارد و آن را ذاتا چیز بد و منفوری می داند؟
با مثلا در اصل خود زنا: علت این که زنا بد است و انحراف و فساد است، به نظر عقلی چیست؟ آیا به صرف بچه دار شدن است که باید پدرش مشخص باشد؟ آیا به صرف احترام به حس غیرت مردان است؟ باید فهمید در کل به هم ریختن این نظام، چه اثرات مخربی دارد که دین اسلام تحریم کرده است؟
1- شاید مشیت خداوند در این باشد که انسان در روی زمین گسترده شود و نسل او به صورت درختوار گسترش یابد. لذا دو شاخه متناظر که از ترکیب دو شاخه والد آمده اند، حق ازدواج با هم را ندارند چون این گونه از گسترش درختی بشر جلوگیری می شود. 
2- شاید مشیت خداوند بر این باشد که شأن و مرتبه ها بصورت پلکانی رعایت گردد. محارم، کسانی هستند شانشان شان ازدواج با هم نیست. بلکه شان دوستی و نزدیکی و خویشاوندی است. مثلا فرد نمی تواند هرگز با یک شان بالاتر از خود ازدواج کند. برقراری رابطه جنسی باید پیرو شانی باشد که بین دو نفر شان نزدیک نیست.
3- شاید مشیت خداوند بررعایت قوانین خونی است. خون ها و ژن ها باید در مسیر گسترش انواع انسان به شکل ها و سلایق گوناگون باشد و هرگز نباید در درون یک خانواده خونی دوباره ترکیب شود والا قانون ژن ها و صفات به هم می خورد و موجب نابودی زیستی و فیزیکی و قوام نسل انسان می گردد و این خیانت است.
4- رابطه جنسی بدون ازدواج یا همان زنا، هم شاید به دلیل انس نگرفتن خلاف باشد. یعنی رابطه جنسی بدون محبت که این هم مخالف طبع بشر و نوعی انحراف است. بر این اساس شاید بتوان گفت ترویج رابطه خارج از محبت، نوعی ترویج زناست.
5- شاید علاقه به رابطه جنسی، باید راه منحصری بشود برای تشکیل خانواده و پیوند مبتنی بر نیاز روحی-جسمی
روابط آزاد بعلت از بین بردن و انحصار شکنی این علاقه، مانع تشکیل خانواده به این انگیزه و عطش بزرگ می شود.
همین علاقه، از انگیزه های مهم اقدام به تشکیل خانواده است.

البته باید در این رابطه بیشتر فکر و بحث شود و همین قدر فعلا طرح موضوع کافی است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عقل و احساس مرد و زن

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-05:16 ب.ظ

زن بر قلب و احساس مرد مسلط می شود و آن را جهت دهی می كند ولی بر عقل حسابگر مرد نباید مسلط شود و این باید بعهده خودش باشد تا بتواند مدیریت و سرپرستی كند و زندگی را بچرخاند: به همین علت سرپرستی و مدیریت خانواده را زن بعهده نمی گیرد و ولایت زن برمرد مطرود است، چون خوف این است که بر عقل مرد چیره شود
. برعكس مرد بر عقل زن مسلط می شود و امور عقلی زندگیش را به عهده می گیرد ولی احساسش دست خودش است تا بتواند منبع عاطفه و احساس خانواده باشد نه اینكه خیلی كارهای عقلی كند. 
البته اینها همه بصورت مطلق نیست اما واقعا وجود دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فمینیسم و جریان زن خدایی

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-04:50 ب.ظ

این جریان یک طرفداری از حقوق زن ساده نیست بلکه ریشه های بسیار عمیق اعتقادی و تاریخی پشت این جریانات است. 
منشا عبارت خدا یکی زن یکی چه می تواند باشد؟
ابتدا توجه شما را به چند حدیث جلب می نمایم:
در احادیث آخرالزمانی آمده است که: امیرمؤمنان(علیه السلام) می‌فرماید: «... و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»1
«هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن‌ها عملی نگردد.»2
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»3
حضرت علی(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.»5
شیخ حر عاملی، جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت، ص: 236 و مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، متن، ص: 963
«ابن عباس گوید: پیغمبر خدا (ص) در آخرین حج خود فرمود: ...و مردان به زنان شباهت‏ پیدا كنند و زنان به مردان شبیه شوند، زنان بر مركبها سوار شوند، پس لعنت خدا بر این گروه از امت من باد، ...».
مطابق این احادیث، باید بدانیم که خطر زن سالاری در آخرالزمان یعنی زمان کنونی ما بسیار زیاد است. عبارت و عمل طنز آلود زن ذلیلی که امروز شاهدش هستیم، متاسفانه ادامه جریان پنهان و مخفیانه و ناپیدای تفکر زن سالاری و سپس در شکل عمیق خود تفکر زن خدایی است. زن امروز در خانواده دارد به نوعی پرستیده می شود. به نوعی فعال مایشاء در خانواده تلقی می گردد. شهواتش منشا اسراف و تبذیرهایی است که در خانواده صورت می گیرد. خرج های اضافی و تزیینات غیرضروری را وقتی زن مسلط شود انجام می دهد. عقلانیت از اقتصاد خانواده ها می رود و جای خود را به هوای نفس می دهد. و سبک زندگی ما بسیار اسراف گرایانه می شود و مملکت با وجود ثروت زیاد احساس فقر می کند و دست به سمت بیگانگان دراز می کند. سبک ازدواج ما، برگرفته از تمایلات زنان نسبت به هر امری است که فقط در تخیل آنها وجود دارد و به هر شکل ممکن قصد عملی کردن آن را دارند. و می بینید این قدر ازدواج ها سخت و پرخرج و تخیلی می گردد، مهریه ها وحشتناک می شود، خواستگاری ها دست و پاگیر می شوند و در ادامه به نوعی حقوق خود زنان مبنی بر داشتن شوهر به موقع ، زیر سوال می رود و نقض می شود.
اینها چند مورد اثرات ظاهری زن سالاری است.
آنجا که زن سالاری جدا تبدیل به زن خدایی می شود جاهایی است که دستورات خداوند با هوس های زن در تقابل باشد و انسان موحد دستورات خدا را ترجیح می دهد. اما انسان مشرک که زن برای او شریک خدا قرار می گیرد (مثل بسیاری از آهنگ ها و سخنانی که مستقیما دم از پرستش زن می زنند.) حرف خدا را گوش نمی کند و حرف زن را گوش می گیرد. مثال: در اسراف و ساده زیستی- در رفتن به جهاد- در تعدد زوجات- در حدود و دیات- در امر به معروف و حجاب و عفاف- در حیا- در .....
مثال های زیادی از امکان تقابل زن در صورت فمنیسم و زن خدایی با اسلام و احکام آن می شود بیان کرد. 
ریشه اصلی فمنیسم شیطان پرستی است. بسیاری از بت های تاریخ به شکل زن بودند. شیطان بسیاری از مواقع خود  را بصورت زن درست می کند و از این ابزار شدیدا استفاده می کند
سوالی مطرح بود که چرا قرآن اینقدر تاکید بر شرک و توحید می کند؟ مگر امروز چند درصد افراد واقعا مشرکند و بت می پرستند؟ نه. امروزه به ظاهر کسی بت پرست نیست اما یکی از مهم ترین شرک ها امروزه زن خدایی است.

File:3-Gharāniq.png



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انعطاف بالای زن

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-02:12 ب.ظ

سازش زن همان قدرت انعطاف پذیری بالای اوست. همان قدرتی که نشان از همدلی زن با شوهرش است:
زنان بصورت فطری قدرت بالایی در تغییر خود دارند و این از مصالح مهم خانواده است: بسیاری از چیزهایی که برای مرد تبدیل به عقاید بسیار سخت می شود، برای زن در کسری از ثانیه تغییر می کند و راه آن منحصرا از همدلی می گذرد.
چرا گفته می شود زن معمولا به دین شوهر خود است و مطابق عقاید او عمل می کند؟ آیا به او تحمیل شده است؟ خیر. زن چیز تحمیلی را درونی نمی کند. بلکه از طریق همدلی با شوهرش اتفاق می افتد.
لذا زن بدحجاب را از طریق مصدر همدلی او باید مقصرش را دنبال کرد و سعی در اصلاح آن کرد. مثلا باید مصدر محبت مثل خانواده بالاخص پدر و برادر و یا گروه دوستی او را دید و شناخت یا حتی امر به معروف کرد.
چرا در مسائل سیاسی اجتماعی زن بسیار مدگرا و تابع دوستانی است که بین آنها رابطه محبتی وجود دارد؟ چرا رای دهی زنان در انتخاباتها تابع گروه دوستی یا خانوادگی آنهاست؟ دقیقا به همین علت انعطاف بالای آنها است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جالبی فعالیت های زن در قوانین خانوادگی

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-01:07 ق.ظ

در قوانین خانوادگی اسلامی، زن دارای حساسیت ویژه ای است، هم گناهش خیلی راحت است و هم ثوابش. برعکس مرد.
مثلا از حساسیت های زن این است که اگر گناهکار شد، جماعت زیادی را با خود به طور ناخودآگاه به گناه می کشد. وقتی زنی بی حجاب بیرون می آید، علاوه بر این که خود گناه می کند خیلی های دیگر را هم گناهکار می کند که مرد ذاتا این قابلیت را ندارد. لخت هم بیرون بیاید فقط خودش گناه کرده. دوستانش را هم دعوت به گناه کند فوقش بتواند چند نفر را گناهکار کند اما زن اینطور نیست. صدها نفر را تباه می کند.
ثواب زن هم همینطور است. یعنی خیلی ساده تر از مرد است.
خودت را برای شوهرت آرایش کن!  کار مورد علاقه زن است ولی چه ثوابها که ندارد. 
بر بداخلاقی شوهر صبر کن: نکردن کاری است
ظرف بشوی: هزاران ثواب 
آشپزی کن: هزاران ثواب
آب به شوهر بده: هزاران ثواب
فلان چیز را جابجا کن: هزاران ثواب
فرزند خود را شیر بده: می توانی پول دریافت کنی و اگر نکنی هزاران ثواب
اما برای مرد: برو بیرون به سختی کار کن و خرج زن و بچه را تا مادام العمر در بیاور: وظیفه ات است. اجر مضاعفی هم ندارد!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زمین خوردن مرد و زن

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-12:59 ق.ظ

مطابق آیه سوره آل عمران قرآن کریم: زین للناس حب الشهوات من »النساء« و »البنین« و »القناطیرالمقنطره« من الذهب و الفضة و الخیل المسومة و الانعام و الحرث
از این آیه می توان برداشت کرد که وسیله اصلی به زمین زدن مرد با زن متفاوت است: غرب آنچیزی را که مرد را می تواند زمین بزند یافت کرده است: تنوع طلبی جنسی=بدحجابی، تعدد دوست دختر، فیلم های پورنو و سکسی، هر آنچه به حوزه جنسی زن بر می گردد می تواند مرد را کاملا بی اختیار کند و روح او را در اختیار گیرد
اما زن را، چه چیز می تواند زمین بزند؟ مصرف گرایی، تعدد کالاها، زیبایی کالاهای مختلف، مدگرایی، الگوی عدم قناعت، این مسائل قادر است زن را کاملا بی اختیار کند.



نوع مطلب : فساد و فحشا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چند سوال و جواب از پسر- دخترهای اهل دوستی

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-12:54 ق.ظ

رابطه دختر و پسر:
اصل رابطه؟
-آیا باید تکی باشد یا چندگانه؟
-سوال: یک دختر باحجاب و چادری بهتر است یا یک کم حجاب و آرایش کرده و عطرزده؟ کدامش را می پسندید؟
جواب اکثریت جوانان: برای چه کاری؟ دوستی یا ازدواج؟ برای دوستی معلوم است ساپورتی کم حجاب بهتر است اما برای ازدواج، با حجاب بهتر است.
-چرا؟ 
چون دست نخورده تر است و زیبایی هایش را پسر و مرد دیگری ندیده و لمس نکرده.
- چه ربطی دارد؟ مگه به چادر و آرایش است، عفت دختر؟
فقط صرفا به حجاب که بستگی ندارد. به مقدار ارتباط آن با نامحرم و حجب و حیایش هم بستگی دارد. اما در عرف جامعه به دختر کم حجاب و آرایش کرده بیشتر نگاه بد می کنند و در معرض کار خلاف قرار دارد تا چادری. 
-فرق دوست دختر با همسر چیست که یکی باید با حجاب و دیگری بدحجاب باشد؟
 دوست دختر موقتی و برای حال کردن است ولی همسر برای تشکیل خانواده و بچه آوری و... است.
-آیا درست است دختری دوست پسر بگیرد؟ آیا برایش بعدا مشکلی ایجاد نمی شود؟ آیا رها کردن موقتی او، ظلم به او نیست؟
آیا درست است بگوییم دختر باید در نوجوانی دوست پسر بگیرد و در سنین بالاتر ازدواج کند؟ آیا این روش خوبی برای زندگی یک زن است؟
برخی فرهنگشان این اجازه را می دهد. مثل غربی ها.
-آیا اینکه دختر یک رابطه عاشقانه ای برقرار کند و بعد از مدتی از هم بپاشد، با ذات و فطرت زن جور در می آید؟ زن اینجا اذیت نمی شود؟ احساس نمی کند روحش آزار دیده است؟
- سه نوع جواب دخترها: برخی می گویند هر پسری که با ما دوست می شود باید اول وعده ازدواج را بدهد و ما هم با همین امید به جلو می رویم و با او دوستی برقرار می کنیم. اما خیلی از آنها دروغ می گویند. / برخی دیگر می گویند: این روند طبیعی شوهر پیدا کردن است که یک دختر با چندپسر دوست می شود و یکی از آن موارد روابطش پایدار می ماند و به ازدواج ختم می شود. / برخی دیگر هم می گویند آن مال دوران جوانی است که تفریحانه دنبال دوست یابی بودیم ولی در زمان میانسالی به طور جدی دنبال شوهر و بچه دار شدن می گردیم و این دو منافاتی با هم ندارد!
به تدریج هر چه تفکر غربی تر و لیبرال تر می شود از جواب یک به جواب سه می رسیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خانواده عامل پیشرفت یا مانع آن؟

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-12:08 ق.ظ

تشکیل خانواده به عنوان بخشی از سیر تکامل انسان که توسط خداوند تعیین شده و دستور به آن داده شده است، قاعدتا باید باعث پیشرفت علمی و معنوی افرادی شود که به آن اقدام می کنند. اما قضیه به این سادگی نیست و این پیشرفت بسیار به مقوله فرهنگ خانواده بستگی دارد:

امروزه شاید یكی از عوامل عدم پیشرفت علمی ایرانیان، گذاشتن وقت بسیار زیادی برای خانواده و تامین روزی آن و پرداختن زیادی به كارهای غیرضروری نظام خانوادگی و دور بودن از مسائل معنوی و در بند شكم و شهوت و ... گرفتارشدن است:
علت اصلی قضیه هم این است که خانواده به جای وسیله تبدیل به هدف شده است كه این قدر انسان درگیر خود مسائل خانواده می شود و مسائل آن زیاد می شود كه هم معنویت و هم پیشرفت و هم گاهی اخلاق و قیامت و ... هم از یاد می رود و آن فشاری است كه تحت عنوان فشار زندگی همه كس تحمل می كنند
.
مثلا دائما همگان می گویند که در تنگنای اقتصادی هستیم و مخارج زندگی فشار می آورد اما هیچ کس سخنی از این نمی زند که سطح اقتصادی خانواده تابعی از سطح توقعات افراد از آن است. قریب به اتفاق این تنگناهای اقتصادی که از آن سخن می رود، در تامین نیازهای اولیه نیست. بلکه ثانویه است. (البته قبول داریم که شاید خانواده هایی هم باشند که اصطلاحا به نان شب محتاج باشند که باید مورد رسیدگی فوری قرار گیرند اما این تعداد درصد کمی از افرادی هستند که می گویند زندگی فشار می آورد). یعنی از سطح اولیه که رد شد، به هر میزانی ما سطح اقتصادی خانواده را بالا ببندیم، به همان میزان توقع داریم و چه بسا با واقعیت درآمد خانوار مطابقت نداشته باشد. لذا گفته اند: القناعه کنز لا یفتقر. قناعت گنجی است که هرگز تمام نمی شود. متاسفانه خانوار در هر سطحی از درآمد هم باشد با این توقعات و مدشدن پرستیژ طبقات بالا، باز فشارهایی را تحمل می کند که بیشتر منشا درونی دارد تا بیرونی!
هرگز به خانواده ها نمی گویند باید قناعت پیشه کنید. بلکه فقط می گویند نیازهای اقتصادی جامعه را برآورده کنید. درصورت بقای این سطح توقع از زندگی، تامین همه نیازهای امروزی خانواده ها توسط حکومت مساوی است با نابود کردن اقتصاد تولیدی و تبدیل شدن به یکی از قطب های مصرف کالا در جهان...همان طور که امروز این گونه هستیم!
یكی از مهم ترین چیزهایی كه خانواده های ایرانی درگیر آن هستند توجه بیش از حد به دیگر خانواده ها و اصولا افراد دیگر است كه یكی از پیامد های آن چشم و همچشمی است كه ازتوجه به مسائل اساسی زندگی باز می مانند و زندگی رابه جای پستی می كشانند زیرا رفتارهای افراد براساس یكدیگر است.
خلاصه این که: این حجم از درگیری که برای افراد با خانواده ایجاد می شود آنها را بکلی از پیشرفت علمی و معنوی باز می دارد و این از پیامدهای خطرناک فرهنگ غلط خانوادگی در کشور ماست. همین باعث می شود بسیاری از جوانان که قصد پیشرفت و ترقی را دارند به این زودی ها اقدام به تشکیل خانواده نکنند زیرا می بینند به شدت از رسیدن به اهداف خود باز می مانند و اصطلاحا خانواده بسیار برای آنان دست و پاگیر است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبنا و امکان تفکیک جنسیتی

تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1396-06:40 ب.ظ

مبنای تفکیک جنسیتی که ما برای جلوگیری از اتفاق افتادن گناه جنسی در سطح جامعه پیشنهاد می کنیم، یک حدیث از معصوم است که راه را برای ما مشخص کرده اند: 

باعدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا کانت المعاینة واللقاء کان الدّاء الّذی لا دواء له. بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا می شود که درمانی ندارد.
 ما باید به سمت طراحی نظام جامع علمی _آموزشی_اقتصادی و فرهنگی كشور بر اساس تفكیك جنسیتی و استعدادها و علاقات فطری و نیازهای جامعه حرکت کنیم.
برخی دائما بر این طبل می کوبند که اولا این گفته تحجر است. در جواب باید گفت: تبعیت محض از الگوی جامعه غربی تحجر است یا عمل کردن به حدیث راهگشای معصوم؟ ما کی به حرف اسلام عمل کرده ایم که بعد ضرر کرده باشیم؟ این به صلاح و نفع جامعه است
ثانیا گفته می شود: جامعه امکانات لازم را برای این کار ندارد. اما این غلط است:
تفکیک جنسیتی در بسیاری موارد امکان دارد: 
ادارات شلوغ: صف و قسمت زنانه با پارتیشن
بازارها: راه اندازی فروشگاههای لباس زنانه خانگی وجمع کردن لباس فروشی زنانه شهر
دانشگاهها: جداسازی کامل
 قطعا سودی که جامعه از این کار می برد ولو از نظر اقتصادی، بیشتر از ضرر ظاهری است که در ابتدا متوجه می شود. همانطور که الان اسرائیل و دانشگاه های معتبر دنبا، دارند قوانین سخت می گذارند و در شرف جداسازی جنسیتی هستند. زیرا به نتیجه ای که واقعا به صلاح است رسیده اند. اما ما متاسفانه در تحجرگرایی غربی خود مانده ایم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حس ترحم در روابط بین زن و مرد

تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1396-06:30 ب.ظ

برای تحکیم روابط خانواده، علاوه بر حس علاقه زن و مردی حسی به نام ترحم هم باید بین زن و مرد اما به صورت یک طرفه مرد به زن وجود داشته باشد . یعنی مرد به زن احساس ترحم داشته باشد. مانند حسی که نسبت به بچه کوچک دارد.
این یکی دیگر از جنبه های مهم تفاوت عشق ورزی مردانه با زنانه است. محبت خواهی زن، توام با استقلال بخشی و بزرگی بخشی و تواضع از طرف مقابل نیست. یعنی در یک کلام عزت محور نیست. بلکه گاهی آن چیزی که مردان به آن می گویند کوچکی و خواری در روابط مرد با زن اتفاق بیفتد موردی ندارد  وبلکه تقویت کننده است. اتفاقا این قضیه در بسیاری از موارد در روابط بین خود زنان نیز اتفاق می افتد. خود زنان عزت محور ارتباط برقرار نمی کنند. بلکه احساس محور و محبت محور با هم مرتبط می شوند. مثلا اطلاق عنوان جوجه یا کوچولو، یا خرگوش یا نی نی، اگر چه عزت مردان را بسیار خدشه دار می کند ولی در مورد زنان گاهی موجب خوشحالی آنها می شود. برای همین هم در جشن غربی ولنتاین، مردان برای زنانشان عروسک می خرند، زیرا این کوچک بودگی و بچه بودگی را زنان برای خود نوعی محبت و نازکردن و خودشیرین کردن می پندارند. 
مرد از بچه بازی زن خوشش می آید زیرا حس ترحم او را تقویت می کند.
علت اینکه گفته می شود زن کوچکتر از مرد باشد این حس ترحم است
علت اینکه در گذشته به زن ضعیفه گفته می شده است حس ترحم است و از روی محبت است نه این که تبلیغ می کنند در گذشته چنان مردسالاری حاکم بوده است که چنین و چنان.
جمله ای از آقای پناهیان: بعضی مواقع باید زن نقش دختر کوچک مرد را بازی کند.
دلسوزی مرد برای زن محکم کننده روابط و مانع اذیت و آزار مرد نسبت به زن می شود.
ترحم بعضی مواقع معجزه می کند. بزرگترین دلخوریها و خطاهای بین طرفین را در کسری از ثانیه برطرف می کند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یک بام و دوهوای فرهنگ ازدواج

تاریخ:سه شنبه 19 دی 1396-01:20 ق.ظ

در فرهنگ امروزه بحثی مطرح شده است كه می گویند زن نباید از نظر اقتصادی وابسته به همسرش باشد و باید مستقل شود، و باید خود كاركند و خرج خویش را تامین كند، لذا باید مسائلی مثل مهریه و نفقه برداشته شود_این سبك زندكی آمریكایی است كه الان وجود دارد: یك زندگی مشترك كمونیستی
مشكل امروز جامعه ما در مورد ازدواج این است كه از طرفی سعی می كنیم سبك ازدواجمان سنتی یا دینی باشد و مرد را وادار به تامین هزینه های زیادی مثل نفقه و مهریه و مراسمات سنگین می كنیم و از آن طرف شرایط كار را برای مردان در جامعه فراهم نمی كنیم و برعكس همه بازار كار را از زنان پر می کنیم. ادامه این وضعیت منجر به این می شود كه همچنانی كه زنان سركارها هستند سن ازدواج دائما بالا رود.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ننگ پورنوگرافی بر دامن غرب

تاریخ:سه شنبه 19 دی 1396-01:05 ق.ظ

پورنوگرافی ننگی است بر دامان فرهنگ غرب خصوصا آمریکا. این ننگ را چطور می خواهد پاک کند؟ چطور غرب فرهنگ خود را تحسین می کند و خود را حامی حقوق زن می داند در حالی که بزرگترین توهین و جسارت و بی احترامی به زن و تحقیر او و ضربه به احساسات او و اذیت و آزار او در پورنوگرافی اتفاق می افتد. موسسات ترویج محتوای پورنو چطور در آمریکا فعال هستند در حالی که دم از انسانیت هم می زند؟
آیا ملت اسلام که آنها تبلیغ ضدزن بودن آن را می کنند، هرگز اینطور بی احترامی به زن می کند؟ نه. به هیچ عنوان.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شبهه سکس و سرگرمی در غرب

تاریخ:سه شنبه 19 دی 1396-12:57 ق.ظ

شبهه: در غرب عمل جنسی از جمله تفریحات محسوب می شود. دیدن دختران برهنه و لذت بصری بردن و دیدن فیلم های پورنو و رقص جزو تفریحات و سرگرمی و فان محسوب می شود. می بینیم که مسایل جنسی در همه تقسیم بندی ها جزو سرگرمی، سبک زندگی فشن و برنامه ها و شوهای مربوطه به حساب می آورند.
کسانی که داوطلب این تفریح هستند در هر موقعی با یک سری تکنیک ها می توانند به این تفریح دسترسی داشته باشند. این مگر چه مشکلی پیش می آورد؟ هم نیازهای مردان و هم زنان و دخترها تامین می شود. اگر هم کسی خواست بچه بیاورد ازدواج می کند. ولی از غریزه برای تفریح هم استفاده می شود.
جواب: سکس رابطه ذاتی با محبت دارد. آیا می توان محبت را تفریحانه استفاده کرد و تفریحانه آن را به هم زد؟ چون طبع انسان علاقمند به ادامه محبت و علاقه قلبی است، سکس مقطعی و تفریحانه مخالف طبع انسان است.
اگر غرب بیاید سکس را از محبت تفکیک کند و این دو را لزوما مربوط به هم نداند فلذا سکس را عملی لذت بخش و موقتا شادی بخش اما مکانیکی و جدا از محبت قلبی جا بیندازد چطور می توان پاسخ آنها را داد؟

ما میگوییم سکس نتیجه و ماحصل محبت است. وقتی سکس از محبت جدا باشد فرقی نمی کند طرف مقابل انسان باشد حیوان باشد یا دستگاه. زیرا فقط لذت خود و فرد مهم است. اگر هم سعی در لذت طرف مقابل کند بخاطر اقدام متقابل برای لذت خود است. لذا در سکس مکانیکی نگاه انسانی به انسان نمی شود. این است که سکس تفریحانه غلط است. به آن می گوییم زنا.

غرب می آید: سکس را از محبت و خانواده هم جدا می کند. میگویند وجه تمایز سکس و خانواده تولید بچه است. لذا اگر بگوییم رواج سکس فساد است چون باعث عدم تشکیل خانواده شود، آنها جواب می دهند انگیزه تشکیل خانواده که سکس نیست. بلکه تولید بچه است. لذا باید سکس تفریحانه آزاد اما تولید بچه در چارچوب ضوابط خانواده باشد. اگر بگوییم این سکس آزاد باعث دیر تشکیل دادن خانواده می شود میگویند نه. زیرا تشکیل خانواده مانع ادامه سکس آزاد نمی شود. ثانیا نیاز به بچه و ادامه نسل برای هر کسی یک نیاز قوی و درونی است که او را به تشکیل خانواده سوق می دهد. لذا جمعیت هم منفی نمی شود.
چند اشکال داریم ما: اولا نیاز جنسی نیازقوی تری برای تشکیل خانواده است از نیاز بچه خواهی. ثانیا: طبعا تشکیل خانواده و بچه داری محدودیت های طبیعی ای برای مرد و زن ایجاد می کند که مانع از آن آزادی می شود که فرد در زمان مجردی تجربه می کند. مثلا اینکه باید بچه را سیر نگه دارند. یا پدر باید برای زایمان مادر زحماتی بکشد یا مادر باید دردها و رنج هایی را برای بزرگ کردن فرزند تحمل کند. به همین خاطر است که میگوییم فرد کمتر و دیرتر به سمت تشکیل خانواده می رود.

اشکال هم می کنند که شما خود گفتید که خانواده قید و بندها و محدودیت هایی ایجاد می کند. لذا مانع برآورده شدن نیاز می شود. پس روابط آزادتر باید حتما باشد؟...



نوع مطلب : مسائل جنسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :10
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...