تبلیغات
ازواج - الگوی ازدواج چند همسری یا «تعدد زوجات»

*شاید قبول نکنید اما بخوانید*/ «اگر نظام جنسی اسلام را فهم و عمل کنیم مشکلات فرهنگی جامعه مان حل می شود»

الگوی ازدواج چند همسری یا «تعدد زوجات»

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-10:25 ب.ظ

از الگوهای عملی ای که برای ساختار ازدواج و تشکیل خانواده از ائمه دین اسلام به ما رسیده الگوی چندهمسری یا «تعدد زوجات» است. بسیاری از ائمه و در راس آن پیامبر عظیم الشان اسلام به این الگوی خانواده عمل کرده اند و اقدام به ازدواج با چند همسر نموده اند. جدا از این که علت و فلسفه این کار چه بوده است، ما معتقدیم این الگو می تواند برای جامعه سعادت بخش باشد و موجبات خوشبختی همه مردان و زنان مسلمان را فراهم کند. 
تشریع تعدد زوجات، ابتدائا در قرآن آمده است که در یکی از آیات سوره نساء خداوند می فرماید: وَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ 
ترجمه آیه چنین است: اگر ترسیدید که درباره یتیمان به قسط رفتار نکنید، پس از زنان آنچه برای شما پاک و پاکیزه است دو زن، سه زن و چهار زن را ازدواج کنید. پس اگر ترسیدید که عدالت رعایت نکنید یک زن ازدواج کنید یا با آنچه ملک یمین شماست ازدواج کنید.

می بینیم که خداوند در قرآن کریم دستور فرموده است: با دو زن سه زن و یا چهار زن ازدواج کنید و در صورتی که ترس بی عدالتی دارید یک زن یا کنیز بگیرید. اما ابتدا باید ببینیم که تفسیر این آیه چیست؟ و آیا این قسط در مورد یتیمان که اول آیه گفته، ربطی به ازدواج تعدد زوجاتی دارد یا خیر؟ 

چند تفسیر از آیه تعدد زوجات

1- آقای حق پناه می گوید: اگر دختران یتیم را به خانه می برید و نمی توانید آنها را سرپرستی کنید با دختران یتیم ازدواج نکنید چون در حق آنها ظلم خواهد شد. اگر بترسید که عدالت را در مورد آنها اجرا نکنید با آنها ازدواج نکنید، خب چه کنند؟ بروید به سراغ زن های غیر یتیم، بروید و دو تا و سه تا و چهار تا بگیرید، حال اگر به اینها ظلم بکند عیبی ندارد؟ بله عیب دارد، همین زنان حرّه بالغه غیر یتیم هم اگر ترسیدید که در حق اینها هم بخواهید ظلم کنید روا نیست که چند زن بگیرید و یک زن بگیرید.

2- علامه طباطبایی در المیزان به طور خلاصه می فرمایند:
(وان خفتم الا تقسطوا فی الیتامی فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و رباع ):(و اگر ترسیدید که مبادا در باره یتیمان مراعات عدل و داد رانکنید، پس زنان را به نکاح خود در آورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است ، دو یا سه یا چهارتا (نه بیشتر))چون در جاهلیت به علت جنگ وخونریزی مدام ، یتیمان زیاد بودند و با نهی قرآن از اختلاط و خوردن اموال آنان مسلمانان در حرج افتادند و لذا آیات بعدی نازل شد که آنها را امر به اختلاط درضمن مراعات قسط نمود ،در این آیه در حقیقت می خواهد بگوید،اگر ترسیدیدکه با دختران یتیم و بی پدر ازدواج کنید و می ترسید که نتوانید عدالت را در موردآنان اجرا کنید در این صورت با هر که دلتان می خواهد ازدواج کنید، یکی ،دوتا،سه تا و چهار تا و این امر محدود کردن ازدواجهای نامحدودی بود که درجاهلیت واقع می شد، (فان خفتم الا تعدلوا فواحده او ما ملکت ایمانکم ذلک ادنی الا تعولوا):(و اگر ترسیدید که عدالت را رعایت نکنید ،پس یک زن بگیریدیا به کنیزی که دارید اکتفاء کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکاری است ) لذا هر کس گمان این را می برد که نمی تواند عدالت را بین زنان بجا آورد،پس به یک زن و یا کنیزانش اکتفاء کند ،چون خداوند حکم عدالت بین کنیزان راواجب نفرموده است ، و (عول ) به معنای میل و انحراف است ،یعنی این عمل شمارا به منحرف نشدن از راه میانه و حد وسط نزدیکتر می کند ،پس اساس تشریع احکام نکاح برقسط و عدالت و از بین بردن انحراف می باشد .

3- آقای مکارم شیرازی در تفسیر نمونه می فرماید: در این آیه اشاره به یکى دیگر از حقوق یتیمان مى‏کند و مى‏فرماید:
«اگر مى‏ترسید به هنگام ازدواج با دختران یتیم رعایت حق و عدالت را در باره حقوق زوجیت و اموال آنان ننمایید از ازدواج با آنها چشم بپوشید و به سراغ زنان دیگر بروید» (وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ).
سپس مى‏فرماید: «از آنها دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر به همسرى خود انتخاب کنید» (مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ).
سپس بلافاصله مى‏گوید: این در صورت حفظ عدالت کامل است «اما اگر مى‏ترسید عدالت را (در مورد همسران متعدد) رعایت ننمایید تنها به یک همسر اکتفا کنید» تا از ظلم و ستم بر دیگران بر کنار باشید (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً). 
«و یا (به جاى انتخاب همسر دوم) از کنیزى که مال شما است استفاده کنید» زیرا شرایط آنها سبکتر است، اگر چه آنها نیز باید از حقوق حقه خود برخوردار باشند (أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ).
«این کار (انتخاب یک همسر و یا انتخاب کنیز) از ظلم و ستم و انحراف از عدالت، بهتر جلوگیرى مى‏کند» (ذلِکَ أَدْنى‏ أَلَّا تَعُولُوا).
در باره عدالت همسران، آنچه مرد موظف به آن است رعایت عدالت در جنبه‏ هاى عملى و خارجى است چه این که عدالت در محبتهاى قلبى خارج از قدرت انسان است 

4- آقای قرائتی در تفسیر نور می فرماید:
بعضى مردان، دختران یتیم را براى تکفّل و سرپرستى به خانه مى‏بردند، بعد هم با آنان، با مهریه‏ى کم ازدواج کرده و به آسانى هم آنان را طلاق مى‏دادند. آیه نازل شد که اگر از بى‏عدالتى بیم دارید، با زنان دیگر ازدواج کنید. آیه‏ى قبل، درباره‏ى رعایت عدالت در اموال یتیمان بود، این آیه، فرمان عدالت در ازدواج با دختران یتیم است. 
درباره‏ى حکمتِ تعدّد زوجات، مى‏توان به موارد زیر اشاره نمود: 
الف: تلفات مردها در جنگ‏ها و حوادث بیشتر است و زنانى بیوه مى‏شوند. 
ب: جوانان، کمتر حاضرند با بیوه ازدواج کنند. 
ج: همه‏ ى زنان بیوه و بى‏ همسر، تقواى کافى و قدرت کنترل خود را ندارند. 
د: زنان در هرماه، مدّتى عذر دارند و مسائل زناشویى تعطیل است. 
نتیجه آنکه براى حفظ حقوق بیوه‏ ها طبق شرایطى مرد مى‏تواند همسر دوّم بگیرد تا مشکل هر دو طرف حل شود. 
سؤال: در این آیه مسئله ‏ى بى‏عدالتى به صورت مشکوک بیان شده است: «ان خفتم الا تقسطوا»، امّا در آیه 129 همین سوره مى‏فرماید: «لن تستطیعوا» که شما قدرت آن را ندارید، این دو آیه را چگونه مى‏توان جمع نمود؟ 
پاسخ: در مسائل مادّى مانند لباس، مسکن، خوراک و هم‏خوابى باید عادل باشید و اگر مى‏ ترسید عادل نباشید برنامه دیگرى را براى خود تنظیم کنید، ولى در آیه 129 مى‏فرماید: شما هرگز قدرت بر عدالت ندارید که مراد عدالت در علاقه و تمایلات قلبى است چون علاقه در اختیار انسان نیست تا بتواند آن را یکسان تقسیم کند. این پاسخ با استفاده از حدیثى از امام صادق‏ علیه السلام مى‏باشد.

از مجموع این تفاسیر بر می آید که اسلام فی الجمله مجوز تعدد زوجات را داده است و حتی به آن توصیه کرده است (براساس تقدم مثنی بر واحده). اما در احادیث و فقه هم می بینیم که تعدد زوجات مستحب است برای کسی که توانایی مالی آن را دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر